سبحان قاسمپور دانشآموز سال دهم رشته کامپیوتر، نوجوانی است که با همت و پشتکار، مسیر موفقیت را در ورزش کاراته طی کرده و حالا میخواهد مرزهای تازهای را در ورزش فتح کند. او در تلاش برای موفقیت در رشته کیکبوکسینگ است.
محله
شهید مطهری
محله شهیدمطهری پنجمین محله شلوغ مشهد است و مزار «شمسالدین میرکاریزی»، یکی از میرابهای معروف مشهد در دوره تیموری در آن قرار دارد. روستا و مزرعه تاریخی نکاح که در این محله قرار دارد را میرزا ابراهیم رضوی سال ۱۰۳۸هجری قمری وقف فرزندان پسر و سادات رضوی شهر مشهد کرده است.
علیاصغر صمیمی، ساکن محله شهید مطهری از دوران سربازی کوهنوردی را شروع کرد و از سال ۹۰ به عضویت چند باشگاه کوهنوردی درآمد. او که علاقه خاصی به این رشته دارد تاکنون موفق به فتح کوههایی از جمله اشترانکوه لرستان، سبلان و دماوند شده است.
مسجد مقداد در محله شهید مطهری، هدیه عالم بزرگ، شیخ نخودکی است که در گذر زمان توسعه یافته و اکنون محلی برای برگزاری مراسم مذهبی و جلسات قرآنی است.
محمدجواد سخدری، کاراته را از پنجسال قبل، شروع کرده و تاکنون که چهاردهساله است، ادامه داده است. او درکنار ورزش، ارتباط تنگاتنگی با پایگاه بسیج مسجد جوادالائمه (ع) دارد و بهعنوان یک نوجوان ورزشکار و بسیجی فعال موردتشویق قرارگرفته است.
خیریه محبانالمجتبی(ع) در محله شهید مطهری، از سال ۱۳۶۴ توسط خیرین ساخته شد و امروز با کمک خیرین به ۱۳۹ خانوار تحت پوشش خدماترسانی و با آموزش هنر به آنها به خودکفاییشان کمک میکند.
سیدرضا حسینی، کفاش ۶۸ساله محله مطهری، پنج دهه است که با سوزن و درفش کار میکند. او که امروز تنها در مغازهاش به تعمیر کفشها میپردازد، روایتگر اصالتی فراموششده است.
«لوئیس اسلستین»، صاحب قدیمیترین قبر موجود در گورستان ارامنه مشهد، یک کشیش مسیحی از فرقه «پرسبیترین»، با تابعیتی آمریکایی بود که در یکی از برهههای حساس تاریخ مشهد، به این شهر آمد و حوادث مهمی را به چشم دید.
فاطمه دهقاننیری کارآفرینی است که مدیریت چند مدرسه، آموزشگاه و یک شرکت حمل و نقل را به عهده دارد. او میگوید: ۱۰۰ راننده و ۱۲۰ خانم و ۱۰۰ آقا در مدارس من فعالیت میکنند و خوشحالم از اینکه بستر را برای کار و اشتغال عدهای فراهم کردهام.
هلیا رمزی از دوسال قبل، ورزش تکواندو را بهصورت حرفهای شروع کرده است. او در این مدت موفق به کسب پنجمدال استانی و یک مدال طلای کشوری شده است. هلیا میخواهد همه مدالهایش را به موزه امامرضا (ع) هدیه کند.
ریحانه غفوریان، ساکن محله شهید مطهری عضو تیم ملی سافتبال بانوان استان خراسان رضوی است. او که در رشته والیبال نیز فعالیت دارد به کودکان در رشته ورزشی ژیمناستیک نیز آموزش میدهد.
اعظم صباغخور، ساکن محله مطهری در منطقه ۲، یکی از شاعران آیینی و مذهبی است که سرودن شعر را از ۱۸سالگی و دوران دبیرستان آغاز کرد و تاکنون موفق به کسب چندین عنوان برتر کشوری و استانی شده است.
خیابان شهیدمطهریشمالی که زمانی به نام خیابان شاهرخشمالی معروف بود، در سالهای۱۳۴۹ و ۱۳۵۰ ازسوی شهردار وقت مشهد، محمد بنیاعتماد، در محدوده شهری قرار گرفت و آسفالت شد. پس از آن، این خیابان مدتی «اعتمادی» نامگذاری شد.
پدر شهیدفخریان چند ماه پیش از حادثه، خواب دیده بود به او میگویند «پدر شهید». میگوید: رضا میخواست به ارتش برود، اما ته دلم راضی نبود.درنهایت، شغل آتشنشانی را انتخاب کرد. همیشه برای عاقبتبخیریاش دعا میکردم.
کرونا که شد، گروهی از همسایهها، هیئت عشاقالحسین (ع) را در بوستان سرو راه انداختند تا چراغ عزاداریهای محرمصفر روشن بماند و حالا بعد از ششسال، این روضهها همچنان در این بوستان برپا میشود.
احتمالا کسی از اطرافیان غلامعلی شکوهی، ساکن محله شهید مطهری، کارمند سختکوش تأسیسات برق شرکت نفت در خانگیران سرخس، فکرش را هم نمیکرد که او روزی پشت پیشخان یک عطاری بنشیند.
این عکاس قدیمی محله شهید مطهری به زندهکردن نوارها و فیلمهای خاکخورده علاقهمند است. میگوید: این فیلمهایی که میبینید سالها دست من مانده است و هنوز به دنبالش نیامدهاند.
اعظم بصیر میگوید: برادرم(شهید بصیر) یکماه پیش از شهادتش به خانه آمد و رو به مادر کرد و گفت: از شما خواستهای دارم. مادرم هم گفت: «جانم را بخواه محمدحسین، نه نمیگویم.» او گفت: همه رفقایم شهید شدهاند تا تو رضایت ندهی، من شهید نمیشوم!
آقا رضا تعریف میکند: اوایل جنگ بود. جوانی به خیاطی آمد و سفارش کتوشلوار برای دامادی داد؛ عجله هم داشت. اما دیگر برای بردن کتوشلوار نیامد! چند سال بعد در حالیکه لاغرتر و پیرتر شده بود، آمد.
مرضیه تجویدی، کارآفرین جوان میگوید: یکی از دوستان خانوادگیمان کارگاه چوب داشت. با دیدن کارهای هنری آنها به این فکر افتادم کار چوب را با پوشاک زنانه تلفیق کنم.
علیاکبر روحیگلخطمی میگوید: از دوازدهسالگی با تشکیل کانون، محوریت اصلی کارها را در حوزه کتاب قرار دادیم و دو سال بعدِ آن هم با تشکیل هیئت مذهبی سیدالشهدا (ع)، برنامههای هیئت و کانون را با هم مدیریت میکردم.